رمان «اشک سبلان» در شبی هراس انگیز، در اواخر آذرماه و در برابر نگاه اشک آلود سبلان شکل می گیرد که به مثابه مادری داغدار در طول تاریخ، به نبرد خونبار فرزندانش چشم دوخته است. فرزندانی که این بار در این رمان، تخیلی اند و در مدت زمانی نسبتا دراز، حوادث خونین و گاه نفس گیری را از سر می گذرانند: شکست می خورند، در به در می شوند، عشق و کینه می ورزند، یاس و امید می پرورند، از دالان های مخوف مرگ و شکنجه می گذرند و سرانجام به شط انسان هایی می پیوندند که همچون خود آنان، در پی نور و روشنایی اند. شطی که در طول زمان بر اثر پیکارهای خونینشان حجم می گیرد، پرخروش و توفنده می شود و در نهایت زیر نگاه پرغرور دماوند، باروی بلند و دیرین ظلم را فرو می کوبد.
بخشها :
ارسال بازخورد
- - نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد.
- - لطفا دیدگاهتان تا حد امکان مربوط به مطلب باشد.
- - لطفا فارسی بنویسید.
- - میخواهید عکس خودتان کنار نظرتان باشد؟ به gravatar.com بروید و عکستان را اضافه کنید.
- - نظرات شما بعد از تایید مدیریت منتشر خواهد شد